کنوانسيون حقوق افراد کم توان، مصوب سازمان ملل متحد و نخستين کنوانسيون هزاره سوم، تازه ترين دستاورد فعالان و طرفداران جنبش حقوق معلولين می باشد که در تاريخ 13 دسامبر 2006 در صحن علنی مجمع عمومی سازمان ملل با اکثريت آراء به تصويب رسيد و تاريخ 30 مارس 2007 به عنوان تاريخ شروع امضاء برای پيوستن کشورها به آن اعلام گرديد. اين کنوانسيون دارای 50 ماده می باشد که به علت حجم زياد مطالب در ذيل به چکيده و راهنمای اصول پايه آن اشاره می شود. لازم به ذکر است که به پيروی از رويکردهای نوين در زمينه مطالعات کم توانی در ترجمه اين مطلب همه جا در برابر واژه disability واژه کم توانی به کار برده شده و واژه معلوليت تنها در برابر handicap کاربرد دارد. (نگاه کنيد به پاورقی) اين کنوانسيون تنها کنوانسيونی می باشد که در نخستين روز به امضاء نمايندگان بيش از 80 کشور جهان رسيد، که در اين بين نام کشور عزيزمان ايران در بين امضاکنندگان خالی بود. اميدواريم با آگاه سازی و اطلاع رسا نی در مورد مفاد اين کنوانسيون و لزوم پذيرش آن توسط کشورهای جهان، مقدمات امضاء کنوانسيون نامبرده توسط دولتمردانمان فراهم آيد. راهنمای اصول پايۀ کنوانسيون حقوق افراد کم توان در زمينه مواد کنوانسيون حاضر، هشت اصل کلی وجود دارد: (الف) احترام به کرامت انسانی و شايستگی فردی، از جمله آزادی انتخاب و استقلال فرد. هر فردی حق انتخاب داشته و درمی بايست در مواقع لزوم ياری شود. (ب) عدم تبعيض عدم تبعيض مفهوم بنيادين تمام قوانين حقوق بشر بوده و در تمامی کنوانسيونهای آن وجود دارد. تبعيض به هر دو صورت مستقيم و غير مستقيم ممنوع می باشد. برای مثال در صورتی که فرد کم توان قابليت انجام کاری را با متناسب سازی معقول داشته باشد و کارفرما از استخدام وی امتناع کند، مستقيماً تبعيض قائل شده است. همچنين در اختيار قرار ندادن ورقه مناسب و مورد کاربرد به فرد دارای اختلالات بينايی، هنگام رأی به کانديدای منتخب وی، تبعيض غيرمستقيم می باشد. جامعه می بايست متناسب سازی معقول را در اختيارافراد کم توان قرار دهد. عدم در اختيار قرار دادن متناسب سازی معقول خود نوعی تبعيض است. "متناسب سازی معقول" به معنای تعديلات و سازگاری هايی است که بايد در محيط اعمال شوند تا افراد کم توان همانند ديگر افراد، از حقوق و آزادی های برابر برخوردار شوند. (پ) مشارکت کامل و مؤثر و تلفيق در جامعه سطوح متفاوتی برای مشارکت افراد دارای ناتوانی وجود دارد که در کنوانسيون به آن اشاره شده: 1- مشارکت، اصل زيربنای کنوانسيون حاضر و ماده ويژه آن است. 2- تأمين منتها درجۀ مشارکت، در تمامی فعاليت های افراد دارای ناتوانی، وظيفه دولت و جامعه است. 3- مشارکت حقی است که افراد دارای ناتوانی می توانند به صورت قانونی آن را مطالبه کنند. چرا مشارکت مهم است؟ به منظور توانمند سازی افراد، جهت تحقق توانمندی های بالقوه آنان به عنوان يک شهروند وعضوی از جامعه، مشارکت امر مهمی تلقی می شود. (ت) احترام به تفاوت ها و پذيرش فرد کم توان به عنوان نوع بشر. (ث) برابرسازی فرصت ها (ج) دسترسی با وجود اينکه به مفهوم دسترسی به صورت خاص در مادۀ 9 کنوانسيون اشاره شده است، يکی از اصول پايۀ کنوانسيون نيز ميباشد. اين کنوانسيون که برای نخستين بار در يک سند حقوق بشر بين المللی به واژۀ دسترسی اشاره داشته، آن را به صورت جامع نيز تعريف کرده است. تخصيص صرف حق به افراد کافی نيست، بلکه ضمانت دسترسی و بهره مندی افراد از آنچه برايشان در اين حقوق تأمين شده، لازم و ضروری می باشد. بدون دسترسی، حق تئوری ای بيش نيست. وقتی صحبت از دسترسی به ميان می آيد معمولاً مفهوم لزوم وجود سطح شيب دار در ساختمانها برای افراد با صندلی چرخ دار تداعی می شود، در صورتی که دسترسی مفهومی فراتر از سطح شيب دار دارد. جامعه بايستی تأمين کنندۀ دسترسی به مواردی از قبيل جاده ها، سيستم حمل و نقل عمومی، علائم پياده روها، امکانات عمومی (مدارس، بيمارستانها، کلينيک ها، منازل، محيط کار) و ارتباطات و اطلاعات (سايت های اينترنتی و تلفن) برای افراد دارای ناتوانی باشد. با تأملی بر مفهوم دسترسی متوجه می شويم که چه مقدار از اجتماع، غير قابل دسترس برای سهم قابل توجهی از اعضايش هست. مفهوم دسترسی قسمتی از تغيير الگويی است که کنوانسيون در راستای گسترش افکار جامعه نسبت به توسعه در کنارمفهوم کم توانی، به آن می پردازد. (چ) برابری زن و مرد (ح) احترام به ظرفيت های در حال رشد کودکان کم توان و حرمت قائل شدن به حق اين کودکان در حفظ هويتشان پاورقی با توجه به تاريخچۀ جديد معلوليت، لغت ناتوانی ( Disability ) به معنای گروهی از محدوديت های عملکردی مختلف است که در هر جمعيتی و هر کشوری در جهان روی می دهد. افراد ممکن است با نقايص عملکرد فيزيکی، روانی، حسی يا وضعيت های طبی يا بيماری ذهنی، دچار ناتوانی شوند. اين اختلالات وضعيت ها يا بيماری ها ممکن است ماهيت دائمی يا موقت داشته باشند. لغت معلوليت ( Handicap ) به معنای از دست دادن يا محدوديت فرصت های شرکت در زندگی اجتماعی در يک سطح مساوی با ديگران است. اين لغت توصيف کنندۀ تعامل فرد دارای ناتوانی و محيط اوست. هدف کاربردی از اين لغت تأکيد بر اين مطلب و تمرکز بر کمبود در محيط و بسياری از فعاليت های سازمان يافته در جامعه است. برای مثال نبود اطلاعات و ارتباطات و تحصيل، فرد دارای ناتوانی را از دستيابی به فرصت های مساوی محروم می کند. پريسا افتخار parisa@idp.ir |