براساس آمارهای منتشره سازمان بهزيستی ميانگين درصد معلوليت درجامعه ما 5/4 درصد وبعبارتی حدود سه ميليون نفردرشکلها ودرصدهای گوناگون معلوليتی وجوددارد درصدی از اين جامعه نيازمند مديريتهای فعال ودلسوزانه مستمر ودرصدی نيازمند چتر حمايتی معنوی سازمان بهزيستی می باشد طوريکه بتوانند به مثابه ديگر شهروندان زندگی عادی خودراسپری نمايند والبته درصدی نيز نيازمند توجه مسئولانه درجهت شکوفايی توانمديهايشان هم برای نشاط خودشان وهم برای نشاط آحاد جامعه اسلامی می باشند. بنظرميرسد قوانين مصوب درموردمعلولين ازسوی مجلس شورای اسلامی هرچند دربرگيرنده حداقل شرايط رفاه نسبی می باشند ولی آنها نيز به دليل ناکارآمدی متوليان مربوط به معلولين وعدم پيگيری ونيز فقدان ويا کمبود روشهای ابتکاری درجهت دفاع مناسب ازحقوق معلولين عملا" به بوته فراموشی سپرده ميشود . تنها سازمان متولی معلولين سازمان بهزيستی می باشد که متاسفانه بعلت درپيش گرفتن روشهای کاری زير تا بحال نتوانسته است جوابگوی حداقل انتظارات مشروع وقانونی معلولين گردد ونه تنها بااين روشها موثرحال معلولين نيست بلکه درموارد زيادی خود به عنوان ابزار کنترل وفشار براين قشر درجهت استيفای حقوق قانونی ومشروعشان عمل نموده است. 1- سازمان بهزيستی نگرش کارشناسی وفنی به حوزه معلولين ندارد وچون انگيزه های مديريتی مبتنی برخدمت واقعی نيز درکارنيست بنابراين نگرش به معلولين يا به عنوان انسانی مددجو ی نيازمند ناتوان می باشد ويا بانگرش خوش بينانه ابزارهای بالقوه برای ترقی انسانهای فرصت طلب ديگر ودراين نگرش نيز به معلول تازمانی توجه ميشود که همسو بانيازهای انسانهای فرصت طلب حرکت نمايد ولاغير. 2- واقعيت مسلم اين است که سازمان بهزيستی با فقدان مديريتی توانمند مبتنی براصول انسانی واخلاقی روبرو می باشد ومديران اين سازمان نيز به روال مديران ساير ادارات ونهادها که جامعه هدف عادی دارند انتخاب ميشوند واين درحاليست که جامعه هدف سازمان بهزيستی اکثرا" انسانهای با توانمندی بالای ذهنی ومعلوليتهای عديده جسمی می باشند وبنابراين عدالت درمديريت اقتضا می نمايد که مشاغل کارشناسی شده برای اين قشر درنظرگرفته شود که هم متناسب مدارک تحصيلی واستعدادهای ذهنی آنهاباشد وهم موقعيت اجتماعی مطلوبی برای آنها درپی داشته باشد. درصورتيکه به علت عدم شناخت صحيح حتی قانونگذران محترم از توان مندی معلولين وروحيات آنها دربندزماده 7 قانون جامع معلولين 60درصد مشاغل اپراتوری تلفن ومشاغلی ازاين دست مناسب معلولين تشخيص داده شده است يعنی تحصيل کرده های بالاتر وبااستعداد يابايد بروند باهزار مکافات جذب مشاغل نامتناسب باشرايط خودشان گردند ودروسط راه به علت تحليل توان جسمی باموتورسوخته روبرو گردند ويا فکر ترقی وپيشرفت درمشاغل دلخواه خودشان را درهمان ابتدا کناربگذارند وبه اندک درآمدی برای بخور ونمير قانع شوند . 3- نگرش کارکردی ديگر درسازمان بهزيستی درجهت عدول ازعدالت رفتاری اين است که به درصد معلوليتها در برنامه ريزيهای حمايتی اين سازمان بهاداده نميشود وعليرغم اينکه درکميسيونی درصد معلوليتها را مشخص می کنند ولی ازاين اطلاعات آماری نمی توانند ويا نمی خواهند دراولويتهای خدمت رسانی استفاده کنند وبنابراين معلولينی که درصدهای بالايی دارند وامکان تعامل کمتری با مددکاران ويامسئولين دارند به کلی فراموش وناديده گرفته می شوند ودرعوض افرادی با حداقل معلوليتها که اصلا" نمی تواند درتعاملات اجتماعی آنها تاثير منفی بگذارد از امکانات موجود بهره می برند وبعبارتی مديران سازمان بهزيستی ازاين افراد که اکثرا" روحيات مخالف معلولين دردمندرادارند به عنوان ابزارهای کنترلی بهره می برند وتصور هم می نمايند که اينها نمونه معلولين می باشند درحاليکه باعرض معذرت من بابرخی ازاين دوستان شناخت کافی دارم که عليرغم بهره مندی ازنعمتهای خدادی زندگی بازياده خواهی وفرصت طلبيهای خودشان چهره ناصوابی ازمعلولين به جامعه ارائه ميدهند واين درحاليست که معلولين واقعی بادرصدهای معلوليتی که توان درک مشکلات راداشته باشند ازعزت نفس بالايی برخوردارند واهل زياده خواهی ومماشات وبده وبستان نيستند. به نظرميرسد با وجودشرايط مندرج دربندهای فوق ونيز موج هياهوی سياسی که در فضای مديريتی جامعه روز ما شکل گرفته است نه تنها به اين واقعيات بها داده نمی شود بلکه تيمی ازمديران روابط گرا تلاش تعمدی دارند تا درموج هياهو وتبليغات واهی ونيز با سوءاستفاده ازگفتمان دينی ومذهبی قصور ونقصهای کارکردی خودرا پوشش دهند واين ظلمی مضاعف درحق انسانهای دردمندی است که دعای آنها آسمانها را به ضچه واميدارد وبايد ازاين آه وناله ها ترسيد که باعلم به بی عدالتيها بادلی گرفته ازخدای خودشان خواهان رسوايی فرصت طلبان وکج انديشان می باشند. فرستنده:آقای حسن فتحی moshaver2@gmail.com
|