نوروز است و سيصد و شصت و خرده ای روز نو پيش رو. حرفی بايد گفت نو و خوش اگرنه، سکوت خوش تر و شايسته تر. قديمی ها اول هفته از دکتر و دوا خود را به دور نگه می داشته اند. ابتدای هفته ها و ماه ها و سال های شان را به زيارت و سياحت و خوشی و عروسی و هلهله و... آغاز می کرده اند. در مراسم شادی و آغاز زندگی آدم های بد شگون؟!!!(...زنان بی شوهر و نازا ، آنها در زندگی شکست خورده بودند يا بيمار بودند يا بيمار دار يا ...) را از مراسم دور می کرده اند و گهگاه دور می کنند بلکه سياه بختی از سپيد بختان دور باد. ... سياهی از سپيدی دور باد. امسال ، سال نو و هفت سين نو برای ما در باور نو بود. رسانه ی ملی در شبکه ی سه ی سيما سه دوست دارای معلوليت را در کنار ديگر مهمانان غير معلول به ويژه برنامه ی سال تحويل دعوت کرد و با برخورد خوب مجری و ديگر دست اندر کاران ما را شاد کرد. انگار کمی جای اميدواری ست ، انگار برای اولين بار کمی می توان فکر کرد که معلولان سياه بخت نيستند و بد شگونی را سرايت نمی دهند. انقدر در روزهای ابتدای عيد از اين موضوع خوشحال بوده ام که دوباره شروع کردم به رؤيا بافی در مورد روزهای نوی نيامده در سال 87... به خبرهايی فکر کردم که در سايت باور برای شما نقل خواهم کرد:
« ايرنا: قانون جامع حمايت از حقوق معلولان اجرايی شد ... ايسنا:پروژه مناسب سازی خيابان وليعصر پايان يافت ... آغاز مناسب سازی خيابان دکتر علی شريعتی... طرح مناسب سازی و تجهيز مداراس عادی برای استفاده ی دانش آموزان استثنايی...» ايرنا : مسؤولين خبرگزاری ايرنا طی جلسه ای که با فعالان انجمن های معلولين داشتند، به درخواست افراد معلول مبنی بر حساسيت نشان ندادن به واژه ها ، از اين پس به جای واژه ی توان جو از کلمات معادلی چون: معلول، فرد معلول و افراد دارای معلوليت استفاده خواهند کرد... خبرگزاری مهر : تيتر: رئيس سازمان بهزيستی :امسال روز جهانی معلولين همايشی برگزار نمی شود ... تلاش داريم طرح های نيمه تمام را سامان دهی کنيم...حرف نمی زنيم .آمار نمی دهيم .عمل می کنيم. کليه ی خبرگزاری ها: تيتر: دکتر احمدی نژاد و مروری بر دستور و ابلاغيه به وزرا. دستور مناسب سازی اتوبوس و اجرای سه درصد استخدام معلولين در ادارات و سازمان ها چهار سال پيش ، پيرو نامه ی سرگشاده ی يکی از معلولان به رئيس جمهور ، صادر گرديد و امسال فاز آخر اجرای اين طرح تکميل خواهد شد...» کليه ی خبرگزاری ها : تيتر : ايران کنوانسيون جهانی معلولان را پذيرفت. سوتيتر: برگزاری جشن امضا و پذيرش کنوانسيون جهانی معلولان با همکاری سازمان بهزيستی و انجمن های غير دولتی فعال در حوزه ی معلولان... ... زنگ می زنند... مهمان ها و عيد ديدنی، رؤياهايم را به واقعيت تلخ رؤيايی بودن اين خبرها گره می زنند. يادم رفت که نوروز است و سيصد و شصت و خرده ای روز نو پيش رو. حرفی بايد گفت نو و خوش اگرنه، سکوت خوش تر و شايسته تر. پس شايد به جای خيال بافی سکوت شايسته تر؟!... می ترسم عاقبت با اين آروزها سال های من و دوستانم نو و کهنه شوند و ما همچنان اندر خم بن بستی بمانيم کمتر از يک متر... صدای مهمان ها را می شنوم . از مادر و پدرم می پرسند : - اينا همون بچه های باور بودن تو برنامه ی سال تحويل؟ - بله - ما برنامه رو تا آخر ديديم. ... ... اِ ... به بچه ها بگم تا آخر ديدن ...آخ جون... حال شون از ديدن معلولا بد نشده بزنن يه کانال ديگه... اِ فرهنگ سازی...عادی سازی. دلخوش می شم. ياد شگون و بخت و حرکت نو می افتم... به خودم می گم : هی! مگه هميشه به آدمايی که صبرشون کمه و انتقاد می کنن :بی نتيجس، بی فايده... نميگی: « اين کارا نتيجش اگه به ما نرسيد ايراد نداره ، بذارين در آينده ی ايران ما ديگه هيچ معلولی محکوم به حبس اجباری نشه به خاطر قانونايی که اجرا نمی شن و حق هايی که سلب شدن . بذارين خونواده ی هيچ معلولی کم کم خودشم دچار معلوليت نشه، بذارين، بذارين... » مگه تو اين حرفا رو نمی گی ؟ نکنه داری شعار می دي؟! «در اجاقی طمع شعله نمی بندم اندک شرری هست هنوز؟...» بله به گمونم هست هنوز ، آقای شاعر! هست هنوز. پس سال نوی همه مبارک . به خصوص آدمايی که کمک می کنن به فرهنگ سازی و عادی سازی. آدمايی که زندگی رو نه سياه می بينن نه سفيد . واقعی می بينن. خاکستری. آرزو قنبری |