چه رنگی ديده می شويم؟ مطلبی در مورد حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی خواندم .از خودم پرسيدم من وامثال من در جامعه چه رنگی ديده می شويم؟بی رنگ، سياه وسفيد ويا خاکستری يا....... از فکر کردن به پاسخهای اين سوال نگران شدم. دلم گرفت چون می دانستم بسياری از مردم هيچ تصوری درباره مشکلاتی که عده ای از شهروندان برای ديده شدن تحمل می کنند ،ندارند. واقعا ندارند! درباره مسائل ومشکلات زنان در مواردی بحث شده است که البته با توجه به مشکلات جامعه ، اين مقدار ناکافی به نظر می رسد. لازم وپسنديده است که به مسائل زنان ومردان به عنوان افراد تشکيل دهنده جامعه به يک ميزان توجه شود .معلولين هم به عنوان اعضای جامعه، افرادی هستند که به حقوق ونيازهايشان برای برخورداری ازحق زندگی بی توجهی شده است ودراين ميان زنان معلول دارای مشکلات مضاعفتری هستندکه بر روی تمامی جنبه های زندگی اثر گذار است. که از آن جمله ميتوان به مشکلاتی مانند پذيرش معلوليت ،حضور در اجتماع، ادامه تحصيل ، کار و ازدواج اين افراد اشاره کرد. با اين وجودمعلولين سعی می کنندکه با شناخت و آگاهی نسبت به مسائل ونگرشهای ناپسند درباره توانمنديهايشان با تقويت مهارتها از جايگاه اجتماعی مناسبی بهره مند شوند که البته برای رسيدن به اين هدف با مشکلات بسياری دست وپنجه نرم می کنند . باورهای غلط،نا آگاهی افراد نسبت به پديده معلوليت، در دسترس نبودن منابع اطلاعاتی کافی و فراگير در اين زمينه و کم اهميت شمردن مسائل و مشکلات معلولين از سوی مسئولين وديگر افراد جامعه و قائل شدن تبعيض بواسطه جنسيت و معلوليت ازجمله موانع فرهنگی است که برسر راه زنان معلول جامعه ماست. مناسب نبودن اماکن و فضاهای شهری و وسايل حمل ونقل برای استفاده معلولين امکان حضوردر عرصه های اجتماعی را از اين افراد سلب کرده است وآنان را به رنج ديده نشدن دچار کرده است.امکان حضور معلولين در دانشگاه ها به دليل مناسب سازی نبودن اين مکانها فراهم نيست وبسياری ازافراد معلول فرصت ادامه تحصيل و فرصتهای ديگری که دنبال آن ايجاد می شوند مثل حضوردر اجتماع، کار، داشتن در آمد ، بروز توانائيها ومفيد بودن را از دست می دهند در نتيجه اعتماد به نفس معلولين کاهش يافته وبه انزوا دچار می شوند.عده ای ديگر فشار های روحی وجسمی فراوانی را در مقايسه با افرادغير معلول برای طی کردن مدارج علمی و حرفه ای متحمل می شوند در اين ميان زنان به علت آگاهی از شرايط حاکم بر اجتماع وصفات شخصيتيشان تلاش وپشتکار بيشتری از خود نشان می دهند.امروزه زنان معلول موفقی را می بينيم که در عرصه های مختلف زندگی بسيار خوش می درخشند. زمانی که افراد معلول قادر شوند که علم و مهارتهای لازم را برای ورود به بازار کار به دست آورند می تواند با افزايش توانائيها ودرکی درست از محدوديت توانايی در بخشی از جسمشان، مسئوليتهای خود را در تمامی زمينه ها به بهترين نحو انجام دهند. اجرای قوانين حمايت از حقوق معلولين زمينه را برای بهره مندی از استعدادهای برجسته اين افراد فراهم می کند.پذيرش ويا عدم پذيرش معلوليت فرد از سوی ديگران از اهميت ويژه ای برخوردار است .طرز تفکر همسر فرد معلول در حفظ روحيه ،افزايش اعتماد به نفس ،کمک برای سازگاری با شرايط جديد ،عمل به تعهدات زناشويی نقش مهمی ايفا می کند.از سوی ديگر عده ای بعد از معلوليت همسرشان آنان تنها گذاشته و حاضر به ادامه زندگی نيستند. از هم پاشيدن زندگی برای معلولين زن متاسفانه بيشتر رخ می دهد افراد بسياری باورهای نادرستی درباره توانائيهای افراد معلول به ويژه زنان برای تشکيل زندگی دارند در جامعه ما شرايط وامکانات مورد نياز وحمايت های اجتماعی تشکيل و اداره زندگی فراهم نيست ودرصد کمی از زنان معلول دارای زندگی مشترک ويا مستقل هستند .البته اين افراد زندگی را به نحو مطلوبی اداره می کنند. اميد است که با توجه و همکاری تمامی دستگاه ها ومردم و اجرای قوانين شاهد روزی باشيم که معلولين درجامعه رنگی ديده شوند. نساء رشديه |