اختصاصی سايت معلولان ايران (سما): بهاره هنرپرور متولد 1354 از تهران و بزرگترين فرزند يک خانواده پنج نفره است، در مصاحبه با شوق از پدر و مادرش می گويد و رسيدن به موفقيت هايش را از الطاف خداوندی می داند. او اکنون می تواند ادعا کند که با وجود مشکلات بی شمار به واسطه شرايط جسمی اش به بخش بزرگی از آرزويش يعنی يک پژوهشگر شيميست رسيده است. هفته گذشته دانشگاه علوم تحقيقات شاهد دفاع دانشجوی معلولی بود که با اعتماد تمام از رساله اش دفاع و با درجه عالی و کسب نمره بيست به دريافت درجه دکتری نائل شد. سايت معلولين ايران در همين رابطه گفت و گويی را با اين پژوهشگر و عضو انجمن باور ترتيب داد. آنچه می خوانيد متن اين گفت و گو است. · درباره بيوگرافی خود توضيح مختصری بفرماييد. من بهاره هنرپرور هستم متولد 1354 ازتهران. دو برادر دارم و خودم بزرگترين فرزند خانواده هستم. · درباره تحصيلات خود و مشکلاتی که در دوران ابتدايی و دوره های بعدی داشتيد توضيح دهيد. من تحصيلات ابتدايی و راهنمايی خود را در مرکز توانبخشی کودکان و نوجوانان سپری کردم، بعد از آن و در دوره دبيرستان با عدم وجود مرکزی برای ادامه تحصيل مواجه شدم از سوی ديگر مدارس عادی هم پذيرای دانش آموزانی با شرايط ما نبودند اما لطف خداوند شامل حال من شد و توانستم مقطع دبيرستان را در مدرسه عادی هدا در شهرک غرب به پايان برسانم. · آيا با مشکل خاصی در کلاس های درس مواجه نبوديد؟ خير. مدير مدرسه فکر می کرد که بچه ها با من مشکل داشته باشند اما اينطور نبود و بعدها مدير متوجه شد که نه تنها مشکلی وجود ندارد بلکه ارتباط بسيار خوبی بين من و ديگر شاگردان مدرسه برقرار شده است به نحوی که بچه ها مايلند در کلاسی باشند که من در آن حضور دارم. · اين مسئله به خاطر خصوصيات اخلاقی شما بود؟ بله. من درحين جدی بودن بسيار شوخ هستم و می توانم به راحتی با اطرافيانم ارتباط برقرار کنم. · در ورود به دانشگاه با مشکل خاصی مواجه نشديد؟ من همان سال سوم دبيرستان در دانشگاه آزاد امتحان دادم که قبول شدم و اين برای من يک موفقيت و پيروزی بزرگ بود که بسيار خوشحال و اميدوارم کرد به نحوی که زمانی که سال بعد دوباره امتحان دادم و دانشگاه تربيت معلم قبول شدم اينقدر خوشحال نشدم. مهم اين بود که من متوجه شده بودم که می توانم با انرژی مثبت تمام مشکلاتم را رفع کنم. هم نوعان من با مشکلات زيادی برای رسيدن به موفقيت روبرو هستند اما اين يک وجه مثبت دارد و آن اين است که پس از رسيدن به اهداف خود چند برابر بيشتر شيرينی اين موفقيت را احساس می کنند. · از دوران کارشناسی خود خاطره ای داريد؟ در دوره کارشناسی واحدهای آزمايشگاهی بخش اعظمی از واحدهای درسی را تشکيل می داد، در اين دوره من حرف های زيادی شنيدم که اين رشته را رها کن، ممکن است مواد آزمايشی را روی خودت بريزی و... برخی اساتيد متاسفانه تنها به تحرک فيزيکی در آزمايشگاه اهميت می دادند و برخورد نامناسبی با من داشتند. توصيه من به معلولين اين است که مبارزه کنند و در عمل نشان دهند که با صبر و شکيبايی انجام هر کاری ممکن است. · آيا مورد خاصی از اين برخوردها را به خاطر داريد؟ يکبار در درسی که 10 نمره کتبی و 10 نمره آزمايشگاه داشت، استاد به من 9 داد، وقتی نزد او مراجعه کردم به من گفت که اين 9 نمره را از برگه کتبی گرفته ام و نمره آزمايشگاه به من تعلق نگرفته است و بايد ترجمه ای برای او ببرم تا بتوانم اين درس را بگذرانم. من اشک خود را مخفی می کردم و با اين دستها ترجمه ها می نوشتم، به نظر من آزمايشگاه فقط تحرک نبود بلکه آشنايی با مواد و نحوه ترکيب آنها بسيار مهم است. · چه شد که در دوره ارشد شيمی فيزيک را انتخاب کرديد؟ مجموعه اين مشکلات و رهايی از درس آزمايشگاه موجب شد که من در دوره ارشد شيمی فيزيک را انتخاب کنم. ضمن اينکه در دوره کارشناسی يکی از اساتيد کتابی استيون هاوکينگ به من داد و از آنجا بود که من با استيون هاوکينگ آشنا شدم و مکاتبات ما با هم شروع شد. · در چه دانشگاهی قبول شديد؟ من در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شدم و تحصيل خود را در رشته شيمی فيزيک شاخه کوانتوم دنبال کردم. · آيا بعد از تحصيل بلافاصله برای آزمون دکتری آماده شديد؟ بعد از اخذ مدرک کارشناسی ارشد من بيشتر دنبال کار می گشتم. در اينجا من بايد با فرهنگ و باورهای غلط جامعه مبارزه می کردم و محيط های کاری که اغلب مناسب سازی نشده بودند. اگر در دانشگاه با 10 نفر مشکل داشتم در اينجا با يک جامعه روبرو بودم که بايد خود را به آنها می باوراندم. بالاخره در نمايشگاه نفت و گاز آنقدر دنبال کار گشتم که در يکی از غرفه ها با من قرارداد بستند و در پژوهشگاه نفت به صورت قراردادی شروع به کار کردم. · در آنجا چه کاری انجام می داديد؟ من کار شبيه سازی را انجام می دادم. طرح اول را که زدم موجب جلب اعتماد شد و بعد طرح های بعدی به من محول شد. اما عطش تحصيل همواره با من بود و اين امر موجب شد که کار را رها کنم و برای آزمون دکتری آماده شوم. · در اين مرحله با چه مشکلاتی مواجه بوديد؟ آزمون دکتری علاوه بر بخش تستی دارای يک بخش تشريحی و نگارشی است، بدتر اين است که به من نمی گفتند به خاطر معلوليت است که رد می شوم. آن دوران من بسيار سخت بود اما الان فکر کردن به آن اتفاق ها شيرين است. در آن دوران من بسيار امامزاده صالح می رفتم و از خدا خواستم که در طی اين مرحله به من کمک کند. · چند بار آزمون دکتری داديد؟ من زمانی هم که کار می کردم در آزمون دکتری شرکت می کردم، برای بار سوم من در اين آزمون قبول شدم. به نظر من هرچه رنج بيشتر شود آدم به سيم آخر می زند، يا ديوانه می شود يا مجنون خداوند. من نيز توکل مطلق کردم و چون به اين مرحله رسيدم کارم جواب داد و بالاخره قبول و وارد دانشگاه علوم تحقيقات شدم که نتيجه آن را امروز شما می بينيد و با تلاش فراوان موفق شدم که با درجه عالی تحصيلات خود را به پايان برسانم. |