سايت معلولين ايران (سما)- اخبار اختصاصی IDP
دنيا زير چرخ های دوچرخه مقيمی است که می چرخد

حذف تصاوير و رنگ‌ها | تاريخ ارسال: 24/12/1388 | ارسال‌كننده: خانم فاطمه باباخانی | 

 اختصاصی سايت معلولان ايران(سما): ديدن دوچرخه سوار معلولی که با خود دوستی سوار بر ويلچر را يدک می کشد آنهم نه از مسافتی نزديک که در قاره ای ديگر- از آسيا و ايران - برای زن يونانی چنان شگفت انگيز است و واکنش اش چنان به يادماندنی که حسن مقيمی آن را در گذر سال ها هنوز فراموش نکرده است. 25 ديماه حسن مقيمی سفر ديگری را به مقصد ارمنستان آغاز می کند تا رکورد رکاب زنی خود را به مرز 20 هزار و 200 کيلومتر در 15 سفر داخلی و خارجی برساند. سايت معلولين ايران در گفت و گو با اين ورزشکار جزئيات اين سفر و برنامه های آتی او را جويا شد. آنچه می خوانيد متن اين گفت وگو است.

  · ابتدا بيوگرافی مختصری از خودتان بفرماييد.

  سيد حسن مقيمی هستم،متولد 1360 و دانشجوی رشته IT از واحد 54.

  · چند سال است که به صورت حرفه ای ورزش می کنيد؟

  حدود 9 سال است که فعاليت ورزشی خود را با تشويق دوست جانبازم آقای سيد شهاب الدين بسام شروع کرده ام. پنج سال اول در ورزش دوميدانی فعاليت می کردم که توانستم به مقام قهرمانی کشور در رشته دوميدانی و پرتاب دست پيدا کنم، در سال 84 اولين بار در تلويزيون دوچرخه سواری معلولين را مشاهده کردم و اين امر باعث شد که اين رشته را به صورت حرفه ای دنبال کنم و از آن زمان در دو ميدانی به عنوان رشته دوم ورزش فعاليت می کنم.

  · به چه مقام هايی در ورزش دوچرخه سواری دست پيدا کرديد؟

  اولين سالی که من در اين رشته فعاليت کردم، در سال 85 و در مسابقات تهران 15 مقام کشوری را کسب کردم و از آن زمان در مسابقات قهرمانی کشور حضور دارم ضمن اينکه يکبار به اردوی تيم ملی در مالزی دعوت شدم.

  · از چه زمانی با انجمن باور آشنا شديد؟

  من سه سال پيش با انجمن باور آشنا شدم و از آن زمان تاکنون با اين انجمن همکاری می کنم.

  · در ايران چه مسيرهايی را رکاب زديد؟

  اولين برنامه توريستی من به همراه دوست ويلچريم آقای نامجو مسير تهران به قم بود. در اين مسير به واسطه اينکه اولين تجربه ما بود، برنامه برايمان سنگين بود، هرچند که به واسطه شلوغی جاده به خاطر نيمه شعبان با استقبال بسيار خوبی از سوی مردم مواجه شديم. بعد آن برنامه هايی نظير تهران- سمنان، تهران- اصفهان، تهران- کرمان، تهران- شاهرود، حاشيه دريای خزر( بندرترکمن- بندرآستارا)، تهران- تبريز، تهران- مشهد، تهران- خرمشهر را در ايران رکاب زدم.

  · بهترين برنامه داخلی شما از بين اين 9 برنامه، کدام برنامه بود و چرا؟

  بهترين سفر داخلی برنامه مسير تهران- تبريز بود، در اين مسير توريست های زيادی رکاب می زنند و شهرها استقبال خوبی از توريست ها دارند، در شهر تبريز نيز دوچرخه سواران زيادی هستند، ضمن اينکه ما در آنجا از بناهای تاريخی اين شهر نيز ديدار کرديم، بعد اين اين برنامه برنامه های تهران- اصفهان و تهران- شاهرود از برنامه های خوب ما و برنامه خرمشهر از خطرناک ترين برنامه ها به واسطه سختی و خطرناکی راه بود.

  · خاطره ای از سفرهای داخلی خود داريد ؟

  برای من جاده جالب است، در جاده ما ما بوق کاميون ها انرژی می گرفتيم، ماشين های خارجی بويژه در مسيرهای ترانزيتی از ما استقبال خوبی می کردند و درباره فعاليت هايمان به عنوان تنها گروه معلول دوچرخه سوار ايرانی که به اين شکل کار می کنند می پرسيدند.

  · يعنی شما اولين تيمی هستيد که در ايران به اين شکل فعاليت می کنيد؟

  در ايران بله و در جهان هم من در سايت ها و اينترنت نديده ام و از توريست ها نشنيده ام که دونفر معلول که يکی با دوچرخه ويلچردوست خود را به صورت امدادی می کشد، وجود داشته باشد.

  · درباره سفرهای خارجی خود و تعداد اين سفرها توضيحی بفرماييد.

  بعد از برنامه تهران- اصفهان من و آقای نامجو تصميم گرفتيم سفری به خارج از کشور داشته باشيم، برای همين در پاييز اولين سفر برون مرزی خود به مقصد وان ترکيه را آغاز کرديم. از تهران تا مرز ايران و ترکيه 10 روز طول کشيد و بعد وارد ترکيه شديم. در اينجا بايد خاطره بدی که از اين سفر را دارم بيان کنم و آن اينکه بر اثر بارش باران سنگهای کوه شسته شده بود و 10 متر جلوتر از ما کوه ريزش کرد و ما يک شبانه روز مجبور شديم در سرمای هوا منتظر بمانيم تا ترابری ترکيه راه را دوباره باز کند.

  · برای عبور از مرز با مشکلی مواجه نشديد؟

  ما تاکنون با مشکلی برای عبور از مرز مواجه نشديم. عمدتا مرزها برای توريست ها مشکلی ندارند مخصوصا که ما معلول هم بوديم و در هر جای دنيا احترام خاصی برای ما قائل هستند.

  · غير از ترکيه تا چه کشورهايی رکاب زده ايد و سفرهای خارجی شما چه ميزان هزينه ای نياز داشت؟ آيا با استفاده از اسپانسرهای مالی اين سفرها را انجام می داديد؟

  برنامه اروپا يک برنامه هشت هزار کيلومتری بود که طی 80 روز به انجام رسيد، در اين برنامه شعار ما " اراده و ايمان، نويد بخش زندگی بهتر برای معلولين" بود. در اين سفر من هفت کشور ترکيه، يونان، ايتاليا، فرانسه، بلژيک، هلند، آلمان را رکاب زدم که اين بزرگترين سفر ما بود. در اين برنامه به لحاظ اسپانسر مالی متاسفانه نتوانستيم اسپانسری برای برنامه خود پيداکنيم و به همين لحاظ آن را با هزينه ای معادل 50 هزار تومان تمام کرديم.

  · چه خاطره ای از اين سفر 80 روزه داريد؟

  ما تابحال تجربه سفر 80 روزه را نداشتيم، پليس به ما اجازه نمی داد در هر جاده ای رکاب بزنيم. در هلند با ما بسيار خوب برخورد شد و در جاده با اسکورت پليس برخی مسيرها را طی می کرديم. به يونان که رسيديم در آنجا مراسمی برگزار می شد که ما هم در آن شرکت کرديم و وقتی شرکت کنندگان متوجه شدند که ما از ايران آمده ايم بسيار تعجب کردند، مخصوصا يک خانم در آن مهمانی بود که از اين کار ما بسيار شگفت زده شده بود.

  · هدف شما از انجام اين سفرها چيست؟

  هدف ما اين است که پيام خود را به افراد برسانيم وبگوييم که معلولين می توانند اگر خود را باور داشته باشند. معلوليت يک عيب نيست، بلکه تفاوت است و کاری که ما کرديم کمتر از سوی معلولين جهان انجام گرفته است.

  · در سفرهای بعدی که داشتيد آقای نامجو در کنار شما حضور نداشتند چرا؟

  ايشان يکسری مشکلات داشتند که نتوانستند همراهی کنند، به همين خاطر من تصميم گرفتم در گروه خود يک فرد سالم قرار دهم که ايشان آقای بهروز بهشتی هستند و با هم زمان گذاشتيم و زحمت کشيديم.

  · پس شما هم شعار انجمن باور را دنبال می کنيد که بر مبنای آن معلولين و غيرمعلولين بايستی در کنار هم و با هم باشند.

  بله، من و آقای بهشتی هر دو عضو انجمن باور هستم. در صعود به آرارات من و آقای بهشتی و آقای اريک وان ماير، قله نورد مطرح نابينای آمريکايی در کنار هم بوديم و احتمالا در زمستان هم برنامه صعود به دماوند را خواهيم داشت.

  · پوشش رسانه ای فعاليت های خود را چطور ارزيابی می کنيد؟

  با توجه به شرايط اطلاع رسانی در ايران خوب است. من دو ماه پيش در برنامه سيمای خانواده حضور داشتم. در سفر اروپا و در بلژيک و فرانسه هم دو گزارش از ما در شبکه محلی پخش شد. سايت ها و روزنامه هم عمدتا اخبار برنامه های ما را کار می کنند.

  · درباره برنامه چند روز آينده خود به ارمنستان توضيحی بفرماييد. چرا اين زمان برای برنامه انتخاب شده است، شعار انتخابی اين برنامه چيست؟

  من چون کارمند مرکز تحقيقات موتور ايران خودرو هستم زمان ديگری بجز تعطيلات برای سفرهای خود ندارم، درس و دانشگاه هم که مزيد علت بود که نوروز را برای اين سفر انتخاب کنم. اين برنامه از 25 اسفند ماه با مراسم کاشت درخت زيتون در همان مرکز تحقيقات موتور به نشانه صلح و با شعار " دوستی و همزيستی با طبيعت" آغاز می شود، منتها اينبار يک معلول حامل اين پيام است.

  · آيا از طرح شاخه زيتون هم در اين سفر استفاده شده است؟

  بله اين طرح قرار است که بر روی لباس ها چاپ شود.

  · اسپانسری اين برنامه را آيا شرکت خاصی بر عهده گرفته است؟

  اسپانسر اين برنامه مرکز تحقيقات موتور ايران است و خودم هم که عضو انجمن باور هستم.

  · در اين برنامه چند کيلومتر را رکاب می زنيد؟

  اين برنامه حدود 1200 کيلومتر است و از تبريز وارد ارمنستان خواهيم شد.

  · آيا غير از ارمنستان که به تازگی عازم خواهيد شد، برنامه ديگری را تا همسايگان شمالی رکاب زده ايد؟

  من دو برنامه آذربايجان داشتم که يکی به تنهايی بود و ديگری در قالب يک گروه چهار نفره انجام شد.

  · درباره برنامه های خود پس از ارمنستان توضيح دهيد.

  در اين برنامه پنج روز تا رسيدن به ارمنستان بايستی رکاب بزنيم، بعد از آن حدود سه يا چهار روز را در آنجا نمايشگاه کاريکاتور خواهيم داشت که در آن کاريکاتورهای انجمن باور عرضه می شود. در همين رابطه بايد از همکاری رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران در ارمنستان تشکر کنم. برنامه درختکاری و بازديد از انجمن های معلولين از ديگر برنامه های ما در اين سفر است.

  · برای آينده چه برنامه هايی در نظر گرفته ايد؟

  بعد از اين برنامه تصميم داريم که برای سفر به قرقيزستان برنامه ريزی کنيم، البته فعلا در حال پيدا کردن مسيرهای مناسب هستيم و درآنجا نيز کارهای فرهنگی و نمايشگاه کاريکاتور خواهيم داشت. صعود به دماوند غير از برنامه زمستانه از ديگر برنامه های ماست که بنا داريم پرچم " انجمن باور" را به نشانه توانمندی معلولين بر فراز دماوند نصب کنيم.

 

 

 

نشاني مطلب در وبگاه سايت معلولين ايران (سما):
http://www.idp.ir/find.php?item=1.94.1814.fa
برگشت به اصل مطلب